دردی که از تو با منه مرد می خواد و ...
مردی که بی تو باشه از اهل قبوره
لبت یه چیزی میگه ، چشات یه چیز دیگه
من دیگه فهمیدم ، کدوم دروغ میگه
خیلی ممنون اینقدر آسون منو داغون کردی
واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی
تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی
منو به محبت دو روزه مهمون کردی ؟
همه عالم می دونستن که بری می میرم
اما رفتی و همه عالم رو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچوقت ازت نمیگذرم
...
من هواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا
با همین سر به هواییت منو ویرون کردی
من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم
مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی ؟
همه عالم می دونستن که بری می میرم
اما رفتی و همه عالم رو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچوقت ازت نمیگذرم
Yalani Bosver
Kurallari bosver, zaten herkese geçerli
Beni senden baska kimse sevmese yeter
Digerleri benden baska herkese yeterli
Bana dünya yalniz senle dönmeye deger
Yalani bosver. Yapma!
Geride kalmis olsa, Yarida kalmis olsa
Gördügüm ne hala?
Kalbini bosa yorma
Yönünü bulmus olsa, Birini bulmus olsa
Kim tutar ki ? Söyle…
Hayat yalan sözcüklerle bas basa geçer mi?
Bunu kime anlatirsan çok kisa sürer
Biri senden kaybolurken susmaya deger mi?
Tüm gücünle inanirsan gerçege döner…
Yalani bosver. Yapma!
Geride kalmis olsa, Yarida kalmis olsa
Gördügüm ne hala?
Kalbini bosa yorma
Yönünü bulmus olsa, Birini bulmus olsa
Kim tutar ki? Söyle…
این روزا مشغول جمع و جور کردن کارهای عقب افتاده ، درس های نخوانده و هموار کردن مسیر کاری ام هستم .
ای که راهت جدا گشته ز راهم
من امیدی ندارم که تو باشی کنارم
رفتن دایی به زندان بدجوری فکرم رو خراب کرده . کسی که دیشب در آغوش گرفته بودمش . امشب پشت میله های نفرت به سر میبره .
به یادت از چشم غمینم ، می ریزه روی دامن خاک ، اشک شور و غمناک
من به تاریخ میلادی در 09/09/89 متولد شدم . این روز محترم ، هر صد سال یکبار اتفاق می افتد .
....
چقدر روز بدی . بدترین خبری که می تونستم بشونم رو شنیدم . دایی عزیز باید به زندان برگردند. احتمالا 5 سال . شایدم بیشتر . نمیدونم . خدا به خیر کند
دو سه روزه که مات و بی ارادم
یه چیزی فکرمو مشغول کرده
همین عشقی که درگیره هواشم
منو نسبت به تو مسئول کرده
از اون رابطه ی معمولی ما
چه عشقی سر گرفت تو روزگارم
دو سه روزه که بعد از این همه سال
واسه تو ادعای عشق دارم
نمی بینی دارم جون میدم اینجا
نمی دونی به تو محتاجم اینجا
چقدر راحت منو وابسته گردی
دارم دیوونه میشم کم کم اینجامی خوام مثله قدیما مثل سابق
یه وقتایی یکی با من بخنده
یکی باشه که دستامو بگیره
یکی باشه که زخمامو ببنده
مارو با بوسه و شعری
میشه ترانه بارون کرد
گریه نکن بذار چشات بخنده
بذار چشات بار غمو ببنده
دلبر بی چون و چرای من باش
بمون کنار من برای من باش
ای همه پهنای دلم شهر تو
بذار فراموش کنم قهرتو
محاله دیگه برگردی
فقط ای کاش میگفتی
چرا تنها سفر کردی ؟
صدات کردم که برگردی
همه گفتن که دیوونست
آره ، دیوونه بودم که
هنوز عکست تو این خونست
چراغ خونه خاموشه
تموم شهر تاریکه
منو باش فکر می کردم که
ته قصه رومانتیکه ...
بگو به چه قیمتی عشقو دور انداختی ؟
همه چی عالیه من چقدر خوشحالم .
امروز به لطف و محبت دوستان و تلاش ها و پیگیری های خودم امتیاز یک موسسه فرهنگی و هنری چندمنظوره با وسعت کاری بسیار گسترده رو بدست آوردم که بدن شک فصل تازه ای از زندگی کاری من رو رقم میزنه .
خدایا شکرت از هواداری های خوبت .
منو ببر به اون سالی که هر لحظه تو اونجایی !
چند روزیست داغانم ...
میگن که حال خودم رو هم ندارم ...
دلم هوای خودم رو کرده ...
کنسرت دیشب احسان خواجه امیری مرهمی بود روی زخم های روحی و حسی . جاتون خالی ... واقعا جاتون خالی وقتی احسان با ژست دیدنی اش فریاد می زد " واست زوده بفهمی که چه کاری با خودت کردی ! "
چند روزیست شاد نیستم . احساس می کنم جغدهای انسان نمایی هستند که میخواهند آرامشم رو بگیرند . اما در نهایت من پیروزم ... دوباره یادش بخیر وقتی احسان دیشب توی کنسرت می خوند " مدارا کردم و چیزی نگفتم "
خدایا به امید تو ... روز من رو زودتر برسون ...
میخوام مثل تو شم
اما چه جوری ...؟
چه کاری با خودت کردی ...
کمک .........
ترانه ای که اشکم رو درآورد ...
ترانه بسیار زیبای دوست دوست داشتنی ام مونا برزویی که وقتی با صدای زیبای احسان خواجه امیری و تنظیم فوق العاده سیروان خسروی می شنوم می خوام بزنم زیر فریاد و آه و ناله . زمزمه کردن با این موزیک رویایی آرامشی میده که نمیخوام ازش دل بکنم .
توجه ، توجه : دوستان عزیز حتما آلبوم " یه خاطره از فردا - احسان خواجه امیری " رو اوریجینال تهیه کنید .
دانلود آهنگ فوق العاده زیبای "نمیدونم" با صدای احسان خواجه امیری
ملــودی : مهــرداد نـصـرتی
تنظیـم : سیروان خسروی
ترانه سرا : نسترن شیر محمدی ( بخوانید مونا برزویی )
-------------
از این زندگی خالی
منو ببر به اون سالی
که تو اسممو پرسیدی
به روزی که منو دیدی
به پله های خاموشی
که با من روبرو میشی
یه جور زل بزن انگاری
نمیشه چشم برداری
منو ببر به دنیامو
به اون دستا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
از این اشکی که می لرزه
منو ببر به اون لحظه
به اون ترانه ی شادی
که تو یاد من افتادی
به احساسی که درگیره
به حرفی که نفسگیره
از این دنیا که بی ذوقه
منو ببر به اون موقع
به اون موقع
منو ببر به دنیامو
به اون دستا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
از این دوری طولانی
منو ببر به دورانی
که هر لحظه تو اونجایی
زیر بارون تنهایی
منو ببر به اون حالت
همون حرفا، همون ساعت
به اندوهِ غروبی که...
به دلشوره ی خوبی که...
تو چشمام خیره می مونی
به من چیزی بفهمونی
منو ببر به دنیامو
به اون روزا که می خوامو
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
به اون شبا که خندونم
که تقدیرو نمی دونم
نمی دونم
نمی دونم
لعنت به این زندگی ...
این قلیونه چرا کام نمیده ......................